![]() |
![]() |
|
|
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی آنقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش و او یکریز و پی در پی
دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را
|
|
+ نوشته شده در
86/08/10ساعت 2:1 توسط مائده |
|
|
سلوم یه سلوم مهربون به همه ی دوستان با ماه رمضون که حال میکنید دیگه. شب که میشود بوی هزاران آواز نشکفته از لای پنجره به گوش میرسد عجب بوی قشنگی دارد پاییز. عجب رنگ قشنگی دارد شب. وقتی شب میشود پر از ترانه های غم انگیز تنهایی میشوی پر از آوازهای حنجره ای که مهر سکوت دارد. شب که میشود برگهای دفترم پاره میشوند.نمیدانم چرا باد برگهای دفترشعرم را برد شبی که من از یاد برده بودم طوفان همیشه در راه است. کاش میشد شمعدانی ها را روی دل دریا کاشت کاش میشد آیینه ها را به میهمانی زشتیها برد و غباراز دل سنگ دلان بیرحم زدود . اما شب تاریک است چگونه میتوان آبی دریا را دید........ کاش کسی پیدا شود وبگوید خوبی همیشه خوبی نیست و دریا همیشه آبی.دریا شاید رنگی از آسمان دارد. مائده
|
|
+ نوشته شده در
86/07/05ساعت 17:52 توسط مائده |
|
|
یانگوم سو شغل : هنرپیشه ، مدل تاریخ تولد : 31 ژانویه 1971 محل تولد : سئول ، کره جنوبی قد: 165 cm وزن :48 kg نوع خون : AB سرگرمی ها : شنا ، پیانو و اسب سواری خانواده: پدرو مادر و دوبرادر بزرگتر تحصیلات : دانشگاه Hanyang زبان وادبیات آلمانی ، دانشگاه Chung-ang فوق لیسانس در رشته تئاتر و سینما سریال های تلویزونی : 12 تا سریال داره از جمله : یانگوم بزرگ ، دعوت،برادران دکتر ،پدر، عشق و ازدواج 6 تا هم فیلم بازی کرده : • Sympathy for Lady Vengeance (2005) • One Fine Spring Day (2001) • Last Present aka The Gift (2001) • Joint Security Area (2000) • First Kiss (1998) • Inch'Allah (1997)
|
|
+ نوشته شده در
86/03/30ساعت 2:47 توسط مائده |
|
|
در بهار که آغاز نو شدن است در بهار که انقلاب بهتر بودن است و در بهار جوانی که بهار خواستن ها و تلاش هاست تلاش برای بهتر زیستن تلاش برای انسان شدن و تلاش برای....
|
|
+ نوشته شده در
85/12/28ساعت 19:26 توسط مائده |
|
|
|
+ نوشته شده در
85/11/22ساعت 2:16 توسط مائده |
|
|
حسین را یک روز کشتند و سر او را از بدن جدا کردند. اما حسین که فقط این تن نیست. حسین که مثل من و شما نیست. حسین یک مکتب است و بعد از مرگش زنده تر می شود.
|
|
+ نوشته شده در
85/11/06ساعت 1:6 توسط مائده |
|
|
سلام. یه سلام گرم تابستونی تو این شبای سرد زمستونی فرا رسیدن سال نوی میلادی رو خدمت همه ی دوستای گلم تبریک میگم. ******************************************************************** در ضمن تو این پست می خوام وبلاگ یکی از دوستان هنرمند رو بهتون معرفی کنم و از همگی دعوت می کنم که حتما یه سر بزنین. مطمئن باشین که ضرر نمیکنین در پایان هم یک شعر بسیار بسیار زیبا از ؟؟؟ خواننده ی محبوب موسیقی پاپ واسه تون مینویسم هر کی بگه خواننده ی این ترانه کیه یه 206 جایزه داره!!!!! اون دو تا مست چشات من و خوابم می کنه ذره ذره اون نگات داره آبم می کنه داره می میره دلم واسه مخمل نگات همه رنگی رو شناختم من با اون رنگ چشات مثل یک رویای خوش پا گرفتی تو شبام از یه دنیای دیگه قصه ها گفتی برام هنوز از حرم تنت داره می سوزه تنم از تو سبزه زار شده خاک خشک بدنم دستای عاشق تو من و از نو تازه ساخت دل ناباور من جز تو عشقی نشناخت
البته با کمی تاخیر |
|
+ نوشته شده در
85/10/09ساعت 4:4 توسط مائده |
|
|
زندگی خالی نیست
مهربانی هست سیب هست ایمان هست
آری...
در دل من چیزی است مثل یک بیشه ی نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت
بروم تا سر کوه دور ها آوایی ست که مرا می خواند |
|
+ نوشته شده در
85/09/02ساعت 8:49 توسط مائده |
|
|
برون آ اي مه زيبا كه در تاب وتبت امشب دلم چون كوره مي سوزد زنور پيكرت امشب تمام شهر تاريك است ومردم بي صدا خاموش
بدان مي خواره ي وصلـت فراوان است در دنيا منم مست شراب وجرعه اي از ساغرت امشب
اگر ديــوانه ام جرمم اميد بــازگشت تــوست بيـا با خود ببر همـــراه ما را در رهت امشب دو باره صبح خواهد شد پس از اين بي كران ظلمت |
|
+ نوشته شده در
85/06/20ساعت 13:39 توسط مائده |
|
تا نگاه مي كني به بستر زمان تا كه ياد مي كني از اين و آن تا كه بر حكايتي، شكايتي، تكيه مي كني «ناگهان چه زود دير مي شود» تا طلوع مي كني از آسمان تا غروب مي كني از اين جهان تا حضور سبز يك عقيده را از زمين فكر خود دوركني تا تمام لحظه هاي سبز و ناب را در ضمير خود مرور مي كني «ناگهان چه زود دير مي شود» تا سپيده مي دهد به شب سلام تا ستاره مي كشد لب از كلام تا كه حجلهي عروس شب تا كه از كلاس عشق مي رسي هجي اميد را به كودك يتيم شب نشان دهي « ناگهان چه زود دير مي شود» تا مسافري ز راه مي رسد گرد راه را تكاند از تنش قصهي زمان كودكي تازه مي شود و حضور عشق پشت خط قرمز نگاه پرسه مي زند توي عكسهاي كهنهي گذشته ها عادلانه عشق بخش مي شود ولي «ناگهان چه زود دير مي شود» مائده |
|
+ نوشته شده در
85/06/06ساعت 12:25 توسط مائده |
|
اگر تو نبودی عشق اگر تو نبودی هیچ کلمه ای به دنیا نمی آمد و شاعران لب به سخن نمی گشودند. اگر تو نبودی دلها در پستوی فراموشی و در شبستان خاموشی می پوسیدند. اگر تو نبودی من همچنان در کوچه های بی مهتاب ازل محصور می ماندم وقدم بر زمین نمی گذاشتم. اگر تو نبودی چه کسی دلتنگی و انتظار را به من می آموخت و کدام دست موهایم را شانه می زد. اگر تو نبودی چه کسی خورشید ها را در سینه ام می کاشت و الفبای دوست داشتن را بر زبانم می گذاشت؟ اگر تو نبودی چه کسی مرا با پروانه های عاشق و سنجاقکهای مهربان آشنا می کرد؟ اگر چشمهای تو نبود اگر دستهای تو نبود اگر آواز نرم تو نبود اگر لبخند تو نبود بند بند تنم از هم می گسست و یک قطره شبنم هم روی گلبرگهایم نمی نشست. تو بودی که با ابر ها و رنگین کمان برایم جامه دوختی و رویاهایم را در آغوش گرم خود جای دادی. تو بودی که تک تک سلولهایم را به عطری که از بال و پر جبرئیل می چکید آغشتی و برای استخوانهای کوچکم لالائی خواندی و به آنها گفتی که حتی یک لحظه هم از من جدانشوند. اگر تو نبودی |
|
+ نوشته شده در
85/05/22ساعت 17:55 توسط مائده |
|
|
سلام صد تا سلام به همگی. من پس از مدت ها به روز شدم
می خواست قلم نقطه ی ضعفش بنگارد بیچاره ندانست علی نقطه ندارد میلاد مسعود فخر بنی آدم قاعد غرّالمهجلین خانه زاد بیت المعمور شهید سجاده سحرگاه قدوهَ العرفاء والمتهجدین امیر مومنان علی ابن ابی طالب (ع) بر آزادگان جهان خجسته باد
|
|
+ نوشته شده در
85/05/17ساعت 12:34 توسط مائده |
|
|
فرا رسیدن عید نوروز را به همه ی شما عزیزان تبریک میگم. ان شاء ا... سال خوبی داشته باشین.
بانوی موسیقی و گل شاپري رنگین کمون به قامت خیال من مل مل مهتاب بپوشون بذار نسیم در به در گلبرگ و از یاد ببره برداره بوي تنت و هر جا كه ميخواد ببره دست رو تن غروب بكش كه از تو گلبارون بشه بذار كه از حضور تو لحظه ترانه خون بشه همسایه ي خدا میشم مجاور شكفتنت خورشید و باور ميكنم نزديك رفتار تنت قطره ام از تو من ولی درگیر دریا شدنم بانوی موسیقی و گل اسطوره عاشق شدن تا من دوباره من بشم دوباره لبخندی بزن لبخنده ي تو جانم و مغلوب رویا ميكنه انگار جهان وا ميسته و ما رو تماشا ميكنه بانوی موسیقی و گل تندیس شاعرانگي نوازشم كن و ببر من و به جاودانگی شب از نگاهت آینه رو پر از ستاره ميكنه برهنه ميشه از خودش به من اشاره ميكنه |
|
+ نوشته شده در
85/01/03ساعت 23:43 توسط مائده |
|
|
رود ها در جاری شدن معنا پیدا می کنند علف ها در سبز شدن. کوه ها با قله ها و انسان ها با عشق. فقط با عشق پس بار خدایا بر من رحم کن بر من که می دانم ناتوانم رحم کن باشد که خانه ای نداشته باشم باشد که لباس فاخری بر تن نداشته باشم باشد که حتی دست و پایی نداشته باشم اما نباشد که در قلبم عشق نباشد هرگز نباشد
|
|
+ نوشته شده در
84/12/15ساعت 18:3 توسط مائده |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
84/11/15ساعت 11:20 توسط مائده |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به همه وبلاگ من یه وبلاگ ادبی هنری اجتمایی و خلاصه قشنگ و کلی چیز خوب دیگه
|
| پیوندهای روزانه |
|
آریان...گمشده من گروپ هواداران امیر تاجیک گروپ ساناز کاشمری (آریان) آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 مهر 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 |
|
RSS
|